|
هنوز نمی دونم!
|
پشت در بوسه گذاشتم
زیر پا دری واست یک دله دیوونه گذاشتم
لب تاقچه رو نگاه کن
من سرا سیمه هزار خط واسه تو نامه نوشتم
دل و جونم و یک جا گذاشتم
اول کارم هنوز فکر سر انجامم بکن
از خواب بیدارم بکن
دوست دارم همچو پیچک بر سرا پای تو پیچم
چون گل وحشی شدم رامم بکن
بی تاب بی تابم بکن
از هوس پاکم بکن بوسه بارانم بکن
در کنار سایه ات خوابم بکن
به این پائیز و غروب و دلتنگی نمی بازم
به گرمای نفسهای تو می بازم
که باختم من...
دلدادگی ؟
بی گانه گی ؟
دیوانه گی ؟
شب ها که ماه کامل است گرگ می شوم
و روز ها در آرزوی ِ ماه
هر روز را در آرزوی ِ ماه
هر ماه را در آرزوی ِ سال گرگ می شوم
گوسفند می شوی آیا ؟
شب ها برای چه می آیند ؟
تو شب ها جای ِ دیگری هستی
و روز ها مقابلم می نشینی
چشم در چشم در من زل می زنی
اما شب ها
شب هایی هستند که من گرگ می شوم
گفت : شب ها در بسترت عرق می کنم
گفت : شب ها با تو بیدارم
گفت : شب ها تو را در مقابلم دارم
ــــ گفت : کمند انداز تا زلفم بگیری
به آغوشم
به دستانم بگیری
گفتم تشنه ام ، خونی بریز
گفت خون در جگرت کردم ...
زندگی ــ دشمن دیرینه من ــ
چنگ انداخته در سینه من
با من دارد سر جنگ
هر نفس سینه تنگ
شدم به دریا غوطه زدم ندیدم در
بخت من است این گناه دریا نیست
درخت انار عاشق شد
گل داد سرخ سرخ!
گل ها انار شد داغ داغ!
هر انار هزار دانه عاشق داشت
انار ترک برداشت
خونش روی دست لیلی چکید!
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید
مجنون به لیلی اش رسید
پایان قصه غم انگیز است ـــــــ مرگ من ــــــــ مرگ مجنون ـــــــ
مجنون گفت
پایان قصه اشک است اشک دریـــا ســــت
و من تشنگی ام
ـــــ تشنگی و آب ـــــ
پایانی از این قشنگ تر بلدی؟
چه کسی لیلی به دنیا آورد؟
چه کسی گیسوان دختران عاشق را ببافد؟
چه کسی سفره خوشبختی بچیند؟
چه کسی اندوه را از تاقچه های زندگی بروبد؟
چه کسی پیراهن عشق بدوزد؟
لیلی آه نیست اشک نیست معشوقی مرده نیست
لیلی زندگیست!
عشق می ورزد تا نمیرد...
تاریخ پر بوده از لیلی های ساده و گمنام.
که این احساس زیبا هست
من و حالا نوازش کن
همین حالا که تب کردم
اگه لمسم کنی شاید
به دنیای تو برگردم
هنوزم می شه عاشق بود
تو باشی کار سختی نیست
بدون مرز با من باش
اگر چه دیگه وقتی نیست . . .